فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - مطالب مرداد 1398

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

مرا هزار امید است و هر هزار تویی!

مرا هزار امید است و هر هزار تویی!


شروع شادی و پایان انتظار تویی


بهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشت


چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی


دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند


در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی


شهاب زودگذر لحظه‌های بوالهوسی است


ستاره‌ای که بخندد به شام تار تویی


جهانیان همه گر تشنگان خون من‌اند


چه باک زان همه دشمن چو دوست دار تویی


دلم صراحی لبریز آرزومندی‌ است


مرا هزار امید است و هر هزار تویی



سیمین بهبهانی


پ.ن :

 دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من


گر از قفس گریزم، کجا روم  کجا  من؟

کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم


که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من


+ نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد 1398 ساعت 10:49 ب.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()


زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست 

گر سر کنم حکایت هجران غریب نیست 

 

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش 

کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

 

گم گشته دیار محبت کجا رود 

نام حبیب هست و نشان حبیب نیست 

 

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد 

ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست 

 

در کار عشق او که جهانیش مدعی ست 

این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست 

 

جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت 

وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست 

 

گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش خرام 

کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست 


هوشنگ ابتهاج



+ نوشته شده در جمعه 18 مرداد 1398 ساعت 06:25 ب.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()


برآن بودم که از آهن کنم دل

تو را رسمست اول دلربایی

نخستین مهر و آخر بی‌ وفایی

در اول می‌نمایی دانهٔ خال

در آخر دام گیسو می گشایی

چو کوته می‌نمودی زلف گفتم

یقین کوته شود شام جدایی

ندانستم کمند طالع من

ز بام وصل یابد نارسایی

برآن بودم که از آهن کنم دل

ندانستم که تو آهن‌ربایی

من آن روز از خرد بیگانه گشتم

که با عشق توکردم آشنایی

نپندارم که باشد تا دم مرگ

گرفتار محبت را رهایی

مرا شاهی چنان لذت نبخشد

که اندر کوی مه رویان گدایی

سحر جانم برآمد بی‌تو از لب

گمان بردم تویی از در درآیی

چو دیدم جان محزون بود گفتم

برو دانم که بی‌جانان نپایی




+ نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد 1398 ساعت 06:43 ب.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()