فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - مطالب اردیبهشت 1398

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی

خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی

ای ز چشمه نوشت چشم و دل چراغانی

سرفرازی جاوید در کلاه درویشی است

تا فرو نیارد کس سر به تاج سلطانی

تا به کوی میخانه ایستاده ام دربان

همتم نمیگیرد شاه را به دربانی

تا کران این بازار نقد جان به کف رفتم

شادیش گران دیدم اندهش به ارزانی

هر خرابه خود قصریست یادگار صد خاقان

چون مدائنش بشنو خطبه‌های خاقانی

عقده سرشک ای گل بازکن چو بارانم

چند گو بگیرد دل در هوای بارانی


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت 1398 ساعت 09:16 ب.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()