فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - مطالب بهمن 1393

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

حیف...

مـرده ام ؛ ایـن نـفـس تـازه ی مـن فـلـسفـه دارد

روی پــا بــودن ایـن بـــرج ‌ِ کــهــن فـلـسـفـه دارد


سنگ این است که من فکر کنم"قسمتم این بود"

تیـشـه بـر سـر زدن «سنـگ شکن» فلسفه دارد


دوستـی بـا تـو میـسّـر کـه نـشـد نقشه کشیدم

بـا رفـیــقــان شـمـا دوســـت شــدن فلسفه دارد


گفته بودند که در شهر شبی دیده شدی،حیف...

و هـمـین "حیـف" خودش مـطـمـئـنـا فلسفه دارد


آمــدی بــر ســر قــبــرم ، نـشـد از قـبــر در آیــم

تـازه فـهـمـیـده ام  ایـن بـنـد ِکـفــن فـلـسفه دارد




پ.ن : حیف . . .

         آمده ام بنویسم كمی اما...

            امشب از آن شب هایی است كه 

            حس می كنم احساس در من مرده... سرِدِ سردم انگار

+ نوشته شده در شنبه 18 بهمن 1393 ساعت 10:07 ب.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()