فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - ننوشیده از جام چشم تو مستم

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

ننوشیده از جام چشم تو مستم

ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانه ی من، چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه ی من چه کردی؟
جهان من از گریه ات خیسِ باران
تو با سَقف کاشانه ی من چه کردی؟
تو با قلب ویرانه ی من چه کردی
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بالِ پروانه ی من چه کردی
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانه ی من، چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه ی من چه کردی؟
جهان من از گریه ات خیسِ باران
تو با سَقف کاشانه ی من چه کردی؟


افشین یداللهی

پ . ن : 
در من کوچه ای ست که با تو در آن نگشته ام …
سفری ست که با تو هنوز نرفته ام…
و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام…



+ نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1396 ساعت 10:14 ق.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()