تبلیغات



فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - هر چند امیدی به وصال تو ندارم

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

هر چند امیدی به وصال تو ندارم

هر چند امیدی به وصال تو ندارم

یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم

ای چشمه ی روشن منم آن سایه که نقشی

در آینه ی چشمِ زلال تو ندارم

می دانی و می پرسیَم ای چشمِ سخنگوی

جز عشق جوابی به سوال تو ندارم

ای قمری هم نغمه درین باغ پناهی

جز سایه یِ مهرِ پر و بال تو ندارم

 از خویش گریزانم و سویِ تو شتابان

با این همه راهی به وصال تو ندارم


شفیعی کدکنی



+ نوشته شده در یکشنبه 14 شهریور 1395 ساعت 11:07 ق.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()