فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - گل یخ

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

گل یخ

طرح لبخند تو جز پرده ی نقاشی نیست !
جز غزل طرح نگاه تو تن ِکاشی نیست
پشت دروازه ی این شهر کمین کرده غمت
چاره ی کار دلم غیر فروپاشی نیست
سوت و کورم نکن ای دوست چو شبهای دراز

بی تو یک لحظه دلم در پی عیاشی نیست
جگرم زخم اگر خورده میازار مرا
جگر سوخته را تاب نمک پاشی نیست
ُبرده گر دارو ندارم به بهایی ناچیز
آنکه دل می برد از این دل من ناشی نیست
قافیه رفت به سوی غزل چشمانت
جای تو گوشه ی دلواپسی ام باشی !نیست



سید مهدی نژادهاشمی


+ نوشته شده در شنبه 9 خرداد 1394 ساعت 06:14 ب.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()