فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کن

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کن

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کن
آتش بزن بر پیکرم با بوسه ات شمخانه کن

چشمت جه زیبا می رود در عمق جانم تا ابد
این قلب بیمار مرا با شعله ای پروانه کن

دیدی که اشکم می دود فریاد مستی می زند
گیسوی زیبایت دمی بگشا و چون پیمانه کن

یک غنچه از لبخند تو باغی به دل می آورد
با عشوه ای جانا بیا جان مرا گلخانه کن

باید شبی صد گریه رابر گونه ام رسوا کنم
سر را بزن بر شانه ام دیگر مرا دیوانه کن

دیوانه گشتم سوختم چشمم به چشمت دوختم
بر اشک چشمانم بیا یک بوسه ی جانانه کن

شمعی شدم افروختم بی خانه گشتم سوختم
جانا سحر دیگر بیا خاکسترم را خانه کن ..



غلامحسن رضایی اصل



پ.ن : تقدیم به کسی که مثل هیچ کس نیست...



+ نوشته شده در یکشنبه 18 آبان 1393 ساعت 12:26 ق.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()