تبلیغات



فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - نفرینم کن

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

نفرینم کن

نفرینم کن !

اگر بر آنی که به نیک انجامی ام برسانی

اگر بر آنی که وا رهانی ام  از زندان زندگی

- پیش تر  از آنکه به جیره ی اجباری اش  خو کنم.

به مرگی عاشقانه نفرینم کن !

فرشته ء زمینی من !

که این دعای آمرزش است

در بسته گاه روزگار !!

 

واپسین نفس را به حلقهء معلق ریس  وا نهادن

و چهار پایه را رقصیدن

یا با تنی سرخ و فر‌‌‌‌ّار

چشم در چشم ماُمور مرگ خود  داشتن

که دندان بر هم فشرده

به رها کردن تیر خلاص !

مرگی چنینم آرزوست….

 

مرگی که زندگی را

عشق را و انسان را معنایی دوباره ببخشد !

مرگی هم قداست نخستین جرعهء شیر مادرم !

مرگی درست

چون مرگ گرگی پیر

که سگ شدن به کلبهء ارباب را تن نمی دهد …

و آزادی خویش را – به زوزه – آوازه می کند

بر چکاد یکی صخره

تا شکارچی را

هدف گرفتن سینه اش

به مشام تازی نیاز نیفتد !

 

آن جا که گوسفندان سر به زیر گله را

یارای دیدن آبی آسمان نیست

در خون خود تعمید جاودانه یافتن !

در کمین گلوله - گرگانه – بودن !

زندگی همین دقایق سرخ است !

مرگت به حیات می ماند اگر غریو سر دهی

 

در سیارهء سرب و ساطور

گوسفندان نیز

به مرگ طبیعی نمی میرند …

 

 



 پ . ن :  یغما گلرویی


پ . ن : موسیقی عجیبی ست مرگ. 
           بلند می شوی
           و چنان آرام و نرم می رقصی 

           که دیگر هیچکس تو را نمی بیند



+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد 1392 ساعت 12:19 ب.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()