تبلیغات



فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - برای تو

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

برای تو

دوباره شب شد و با من
حدیث بیداری
گذشته بود شب از نیمه من ز هشیاری
 و پلکهای تو این حاجبان سحر مبین
 چو پرده های حریری برآفتاب افتاد
 در آن شب تاری
 نسیم از سر زلف تو
بوی گل آورد
شب از طراوت گیسوی تو نوازش یافت
 به وجد آمدم از آن طراوت و خواندم
 به چشمهای سیاهت که راحت جانند
 به آن دو جام بلور
آن شراب بی مانند
به آن دو اختر روشن
 دو آفتاب پر از مهر
به آن دو مایه
امید
 به آن دو شعر شرر خیز
 آن دو مروارید
مرا ز خویش مران
 با خود آشنایی ده
 مرا از این غم بیگانگی رهایی ده
 بیا
بیا و باز مرا قدرت خدایی ده
 


حمید مصدق


+ نوشته شده در جمعه 17 آذر 1391 ساعت 04:52 ب.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()