تبلیغات



فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب - سایه ی شب

فریاد یک سکوت. فریاد زیر آب

هر شب میان مقبره ها قدم میزنم ،شاید هوای زیستنم را عوض کنم شد،شد.نشد زیسگاهمو عوض کنم

سایه ی شب

سایه ی شب 

سایه ای  که بی ثمر در پی اندک اندوخته ی  آرزو یی قدم رنجه می کرد

و مدام خاطرات بجا مانده از روزهای  رفته بر باد را برایم زمزمه می کرد

و اعتماد یخ زده میان شاخه و برگ را بازگو می کرد

و  ...

صدای ناله ی برگها که از بی وفایی شاخه ها دیگر جایی برای ماندن نداشتند

در گوشم موج می زد

و صدای  کلاغی که همدم شاخه ها شده بود

میل تنفس را از برگها  می گرفت

و دیگر جایی برای ماندن نداشتند

شاید این پایان یک آغار باشد 

و شروع تنهایی . . .

تنهایی . . .





의 알리 رهگذر



+ نوشته شده در جمعه 7 مهر 1391 ساعت 01:31 ق.ظ توسط 의 알리 رهگذر |  نظرات()